الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
622
الغدير ( فارسى )
در خبرى از ابن عباس چنين مذكور است : چون پيغمبر مأمور شد كه على بن ابى طالب را در مقام خود برقرار فرمايد ، روانه مكه شد و فرمود : ديدم كه مردم به عهد كفر و زمان جاهليت نزديكند ، چنانچه اين امر را در حقّ على انجام دهم ، خواهند گفت كه چون على پسر عموى او بود ، اين مقام را به او داد . آنگاه آن حضرت به مكه رفت و حجة الوداع را به جا آورد و مراجعت فرمود تا به غدير خم رسيد . « 1 » در رواياتى ديگر نيز آمده است : همانا خداوند به محمد امر فرمود كه على را در حضور مردم به ولايت منصوب كند . پيغمبر بيمناك بود از اينكه بگويند او به پشتيبانى از پسر عموى خود برخاسته است و در اين اقدام ملامتش نمايند . « 2 » چون خداوند به رسول خود امر فرمود كه على را به پا دارد و آنچه را كه فرمود ، دربارهء او بگويد ، آن حضرت عرض كرد : پروردگارا همانا قوم من به زمان جاهليت نزديكند . سپس به حج رفت و چون مراجعت كرد ، در غدير خم فرود آمد . « 3 » زمانى كه جبرئيل امر ولايت را آورد ، عرصه بر پيغمبر تنگ شد و فرمود : قوم من به عهد جاهليت نزديك مىباشند ، در اين موقع آيهء تبليغ نازل گرديد . « 4 » مجموع اين امور حاكى از خبر بزرگ و مهمى است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در بيان و ابلاغ آن از تحريك اهل نفاق و تكذيب آنها مىترسيد و آنچه كه از آن بيم داشت و موجب مىشد كه بگويند وى به حمايت از پسر عموى خود پرداخته است ، مىبايستى امرى باشد كه به امير المؤمنين اختصاص مىيافت ، نه امرى عادى كه همهء مسلمانان در آن شركت دارند ، از قبيل نصرت و محبت ، و اين امر چيزى نيست مگر اولويت بر خلق در تمام امورشان و معانى ديگرى كه در حكم اولويت باشد . قرينهء يازدهم : در اسنادهاى بسيار زياد از موضوع روز غدير به لفظ « نصب » تعبير
--> ( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 51 - 52 . ( 2 ) . همان : 1 / 219 . ( 3 ) . همان : 1 / 217 . ( 4 ) . همان مأخذ .